خرید بک لینک

درباره سایت

taghala

امکانات وب

می زد به قاب پنجره رنگ جمیل سبز خورشیدِ چشم های شما با گسیل سبز وقتی که بخت گلزنی ات باز شد، خدا بر تیرک عمود، ببندد دخیل سبز تا باز هم بروید از آن ساق های ترد گل های شیک و ناب در این مستطیل سبز بانوی پا به توپ، فرارت چه دیدنی است آهوی این زمین عریض و طویل سبز غزّاله! واقعا به تو می آید این لباس در رنگ های مختلفش از قبیل سبز... ...قرمز، سفید، پرچم خوشرنگ کشورت بالا به یمن معجزه ی بی بدیل سبز با جان و دل مدافع مام وطن شدی قلبت وکیل قرمز و چشمت وکیل سبز ص.اخضری

برچسب: شعر غزل,شعر,شعر عاشقانه,شعر حب,شعر عن الحب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر عن الاب,شعر فارسی, نویسنده: النا کاشفی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 2:04

غزل

شب، لحظه ی برآمدن ماه می رسد

آهم به عرش از دل یک چاه می رسد

گفتی که عاشقی و از این لحظه با منی

تا لحظه ای که جان به گلوگاه می رسد

هر جا که می روی گل من از تو زودتر

عطر گلاب و نسترن از راه می رسد

ای وای! وای! ظاهراً اسب امید تو

با ترک من به مقصد دلخواه می رسد

کارت گرفته، دلبری از شاه می کنی

اخبار تو به میکده گهگاه می رسد

ما را به به زرق و برق رقیبان فروختی

یک روز به حساب تو الله می رسد

ص. اخضری

پنچ شنبه 17 تیر 95

برچسب: غزل شاکری,غزل,غزل البنات,غزل سادات,غزل عراقي,غزل عنایت,غزل چت,غزل شاکری قلک,غزلان,غزل هزارگی, نویسنده: النا کاشفی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 2:04

صفحه بندی